أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

337

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) يعنى ، مباشيد مانند آن قوم كه متفرّق شدند و مخالفت ورزيدند بعد از آنكه ديدند ايشان حجّتهاى روشن را . كميل بن زياد ( 353 ) كه از همدمان مالك اشتر بود گفت : اى معاويه ، فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا [ 113 ] لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ [ 114 ] مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ . يعنى ، خداى تعالى راه راست نموده است جماعتى را كه ايمان آورده‌اند از جهت اختلافى كه از وجه حقّ و دستورى او در راه دين كردند . و ما آن جماعتيم و اللّه اى معاويه . معاويه گفت : چنين نيست اى كميل كه تو مىگويى . اين آيه در شأن جماعتى است كه ايشان اطاعت داشتند خداى را ، رسول او را ، و اولوا الامر را ، كارهاى نيكو كه اولوا الامر فرمودند ، پوشيده نكردند و معايب ايشان را آشكار نگردانيدند . كميل گفت : امير المؤمنين عثمان اگر در امثال اين سخن بر تو اعتماد داشتى ، تو را نگاهبان ما نكردى و ما را نزديك تو نفرستادى . مالك گفت : اى كميل ، چون از ما همه زاد تو كمتر است چرا افتتاح سخن تو كردى ؟ بگذار تا جماعتى كه از تو مهترند و به زاد بزرگتر سخن گويند . كميل خاموش ماند . مالك اشتر سخن آغاز كرد و گفت : اى معاويه ، تو نيكو دانى كه خداى تعالى اين امّت را به واسطهء رسالت حضرت محمّد ( ص ) گرامى كرده است و هم به جهت او اين امّت بر امّتان متقدّم گردانيده . مصطفى ( ص ) در ميان امّت چندانى كه حكم و تقدير الاهى بود مقام كرد و چون اجل محتوم كه هيچ آفريده از آن نتواند گذشت ، او را فرا رسيد به جوار رحمت بارى سبحانه و رضوان و [ 132 الف ] محلّ جنان انتقال فرمود . [ 115 ] بعد از وفات او جماعتى صالح مدّتى بر كتاب خداى تعالى و سنّت رسول او برفتند و كار كردند . خداوند از ايشان خشنود باد و جزاى ايشان از اعمال صالحات كه بدان قيام نمودند ، خير كناد . بعد ايشان چيزها حادث شد از ظلم كه مؤمنان آن را پسنديده نداشتند و بر آن انكار كردند و سخن حقّ بگفتند . اگر ولات سيرت مذمومه بدل كنند و ما را خشنود گردانند ، ما با ايشان باشيم ، خلاف ايشان نكنيم و به دل و جان ايشان را باشيم . و اگر از خشنود كردن ما ابا كنند و ترك

--> [ ( 113 ) ] خ . چ . س : بما . [ ( 114 ) ] ل : فى . [ ( 115 ) ] ت . س : به دار بقا عزيمت فرمود .